داود بن محمود القيصري
105
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
جوهر ، و با عرض ، عرض و باعتبار حقيقت از سنخ أصل حقيقت و كليهء كمالات خاص أصل حقيقت در وجودات خاصه تحقق دارند ولى به اندازهء هر وجود . لذا در حقيقت محمديه باعتبار وجود رفيع وسيع الدرجات خاص آن حقيقت كليه ، كليه صفات كماليه موجودست غير از وجوب ذاتي و كذلك علم و قدرت و ارادهء خاص مقام واجب الوجود بىنياز از غير . اما معيت حقيقت با هر وجود امكانى از جهت قرب وريدى و توليه تحقق دارد و هر وجود امكانى از آن جهت كه عين فقر و نفس ربط و صرف فنا ، نسبت بوجود قيومى است عبارتست از تقوم ذات وجود خاص هر ممكن بذات كروبى جهات حق و عدم استقلال و تقوم وجود ممكن بواجب ، نحوهء وجود آنست كه در هيچ مرتبه و ملاحظه خالى از وجود صرف مبدأ تقوم خود نمىباشد و همين وجود مقيد به اعتباري نفس سريان فيض است كه متحد با وجود منبسط و نفس رحمانى سارى در ذرارى وجود است . و مما حققناه ظهر ما يرد على ظاهر كلام صاحب الاشعة عبد الرحمن الجامى ، حيث قال : « اگر كسى گويد : كه موجودات به فيض حق موجودند نه بذات وى چنان كه در سخنان بعضي از مشايخ واقعست ، پس ملابسهء حق با أشياء خسيسه لازم نيايد . جواب گوئيم كه خالى از آن نيست كه اين فيض موجودى است حقيقي يا امرى اعتباري . بر تقدير أول موجود بذاته نتواند بود ، و